{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Guilty part : 1

هنوز هم به یاد داشتم که چقدر برای شرکت در این مأموریت به پدرم التماس کرده و تلاش کرده بودم که بتونم هم سطح ماموران عالی بشم
بعد از قبول شدن زحمتی چند برابر برای یادگیری مهارت های خاصی که مطمئنا در اون ماموریت به کارم میومد کشیده بودم
اما همه اونها فقط مقدمه بودند کار اصلی سخت تر از اون چیزی بود که فکرش رو میکردم
جلب کردن اعتماد شوگا و نزدیک شدن به اون کار بسیار دشواری بود
اما بالاخره موفق شدم که وارد باند شوگا بشم و طی مدت زمان نسبتا کمی اعتمادش رو جلب کنم
همه چی داشت طبق نقشه پیش میرفت مدارک زیادی بر علیه شوگا پیدا کرده بودم و با تحویل دادن اونا به پلیس میتونستم شوگا و تمام افرداش رو بازداشت و موفقیت بزرگی در شغلم کسب کنم
اما خب همیشه همه چی اون طور که انتظار میره اتفاق نمی افته
نمی دونستم چه زمان و چطور اما عاشق شوگا شده بودم
نمی تونستم با فاصله گرفتن و دور شدن حسم رو سرکوب کنم نمی تونستم برم نه حالا که این همه در این مأموریت پیشرفت کرده بودم اما این که هر روز کسی رو که عاشقش هستی رو ببینی و سعی کنی نادیدش بگیری خیلی دشواره باید هر چه زودتر این ماموریت رو به پایان میرسوندم اما تصور این که دیگه نمی تونم شوگا رو ببینم برام غیر قابل تحمل بود
خودم هم نمی دونستم چه کاری باید انجام بدم واقعا گیج شده بودم
چاره ای نداشتم عشق مثل یه سم ذره ذره وجودم رو در بر گرفته بود و من خیلی دیر متوجه اون شده بودم و خب هیچ پادزهری دیگه روی من اثر نداشت چون برای درمان خیلی دیر شده بود
گناهکار چه کسی بود؟
خودم که عاشق کسی شده بودم که نمیدونستم میتونم همیشه کنار خودم داشته باشمش یا نه شخصی که حتی از حسش نسبت به خودم مطمئن نبودم ولی همچنان دوستش داشتم
یا شوگا که با ورود به زندگیم دنیامو زیر و رو کرد دنیایی که فقط توی کارم خلاصه شده بود ولی.... ولی تا به خودم اومدم دیدم باختم بدم باختم من قلبمو به مردی باخته بودم که...
با صدای باز شدن در به خودم اومدم به عقب برگشتم و با دیدن صورت رنگ پریده سوهی متوجه شدم که اتفاق مهمی رخ داده با تعجب به سوهی که نفس نفس میزد خیره شدم و پرسیدم
+ چی شده؟
÷ رئيس...زخم...زخمی...شده...سر..یع
منتظر ادامه حرفش نشدم فوری با کمک سوهی وسایلم رو برداشتم و از اتاق خارج شدم
راهرو تاریک و ترسناک که به اتاق شوگا منتهی میشد رو با سرعت طی کردم خودم هم نمیدونستم چرا انقدر نگرانم شاید هم میدونستم اما میخواستم انکار کنم

سلام به همگی اینم پارت اول چند شاتی شوکا به نام گناهکار امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
نظراتون رو واسم کامنت کنید دوست دارم نظراتتون رو بخونم
دیدگاه ها (۳)

Guilty part : ۲

Guilty part : ۳

BTS

BTS reaction

کمکککککک

مه آبی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط